وقتی نخواهم به چیزی فکرکنم ازاین دواستفاده می کنم هنوزپزشکها مثل مشروب و تریاک نتواتنستندعوارضی برایش پیدا کنند،لازم هم نیست بنشینی، کف دستهایت را به هم بچسبانی

وقتی نخواهم به چیزی فکرکنم ازاین دواستفاده می کنم هنوزپزشکها مثل مشروب و تریاک نتواتنستندعوارضی برایش پیدا کنند،لازم هم نیست بنشینی، کف دستهایت را به هم بچسبانی، نفس عمیقی بکشی و... یادم نیست استاد یوگا می گفت. به شما هم توصیه می کنم ،مسکن خوبی هستند: قهقهه و رقص.
«آخ یواش دختر»، عکس پاسورفیلم شو...، مغازه ها،سینما،در خیابان ولیعصرم،کسی با ابروهای گره کرده لبانش را تند تند تکان می دهد«ببخشید جلوی پام ُ ندیدم».
واقعاً این را می گوید یا بعد از ادای این جمله، آواها به مغزم رفته با تحلیل این طور درک می شوند؟ 
تمرکز می کنم فقط با گوش بشنوم «عوضی جلوی پاتُ نگاه کن»، بی اختیار بغلش می کنم و هرجا گل،آسفالت خشک نشده و سیمان تلنبار شده می بینم پاهایم را محکم فرو می کنم و بعداز دیدن جای کفشهایم به تک تک آدمها من واقعی ام می گویم.
چرا؟ برای اینکه به من می خورند آدرس یا ساعت می پرسند و در یک تلاش دسته جمعی سعی دارند به دنیای بیرو ن پیوندم بزنند، درست برعکس وقتی که به آنها فحش می دهم . وقتیکه از پله های مترو بالا می روم شاید به عمد با ریتمی دسته جمعی، تق تق می خواهند مرا به دنیای آواها بکشانند مثل آدمی که مست می شود همه تصویرها از بین می رود.
درپارک هستم، حوالی این خیابان پارکی نبود، شاید شب شده و خوابیده ام، این پارک و مردی که روی نیمکت نشسته را هم خواب می بینم. نمی شناسمش! به شناسنامه و اسنادو مدارک هم دسترسی ندارم تا به حال خوابشان را ندیده ام از این خواب به خوابی دیگر می روم. 
در اتاقی هستم با دیوارهای آیینه کاری لباسهایم عوض شده،« پیراهن و دامن چین دار بلند پوشیده ام روی پیشانی نواری به طول چهارانگشت که چند رشته مروارید از آن آویزان است،بسته ام».1
بی آنکه بخواهم هندی می رقصم، این حرکات را کی یاد گرفته ام؟ اینکه با سرعت روی پنجه پا از یک طرف اتاق به طرف دیگر بروم.
مردتوی پارک با ریشی به طول نیم متر نزدیک می آید شعر سروده ام گوش کن دختر:
وصال با من خونین جگر چه خواهد کرد؟ به تلخ کامی دریا شکر چه خواهد کرد؟
نزدیک می آید تا مرا ببوسد،از در فرار می کنم و به خوابی دیگر پرت می شوم.
اینجا قصری مجلل است،همان لباس را به تن دارم فقط دامن کوتاه تر شده،« قلیانها را جمع کنید» من می گویم. مردتوی پارک، سبیل کلفتی گذاشته چیزی می پرسد و ناخود آگاه جوابش را می دهم «همان کسیکه مرا به تو حلال کرده قلیان را به ما حرام کرده».2
دستم را می گیرد و به اتاقی می برد نه! لباسهایش را در می آورد از پنجره خودم را پرت می کنم. چه کسی این خواب را دیده زن یا مرد؟
«دوست دارم،دوست دارم» کتفم درد می کند، حتماً دوباره به چیزی یا کسی خورده ام. اتاق تاریک است، چیزی روی تنم سنگینی می کند، حشره ای دارد از گردنم بالا می رود،چراغ را روشن می کنم، نیم تنه با دامن کوتاه دارم ومرد توی پارک نوازشم می کند،نمی توانم فرار کنم از جایی پرت شوم یا... چراغ را خاموش می کنم، دوباره قهقهه،رقص.

مرگ در اثر انجماد (داستان کوتاه واقعی)

http://story24.ir/مرگ-در-اثر-انجماد-داستان-کوتاه-واقعی-962

داستان کوتاه یک عکس غم انگیز · فالگیر (داستان کوتاه واقعی) · کارخانه‌ی ... در قبال خود (داستان کوتاه واقعی) · داستان کوتاه قهقهه و رقص · داستان کوتاه ماستمالی کردن ...

شعر نو : علیرضا محسنی - آه و قهقهه

http://www.shereno.ir/40023/37648/337675.html

با رقص پروانه. شاعر سوسن ... عجب داستانی دارد این تنِ تو، .... آه و قهقهه. جهان دو نیم شد آه و قهقهه گیر کرده ام سال ها به سیم خاردارِمرز آن. Currently 4.50/5; 1; 2; 3; 4; 5. امتیاز: 4.5 از 5 .... فرشته ترغیبی بی تملق و کوتاه میگم: عالی بود استاد. 19 دقيقه و 16 ...

شخصی - دکتر سینوهه

http://doctorsinohe.persianblog.ir/tag/شخصی

28 مارس 2009 ... خر بخندید و شد از قهقهه سست. گفت من رقص ندانم به سزا ... اگه گفتین چطور بازرس ژاور تو کارتون بینوایان (یا کلا داستان بینوایان) فهمید که ..... یادمه تو یکی از داستانهای کوتاه مارکز (فکر کنم اسمش بود " بی جی به من بوسه بده") ...

رمان فانوس - رمــــان ...... رمان ...... رمــــان

http://marzieh1379.blogfa.com/category/449

لباس کوتاه قرمزش دورش چسبیده بود واز سرموهای طلایی وبلندش آب میچیکد. ... همه همچنان مست ودرحال رقص بودند. ... ازفانوس به گوش میرسید از یه طرف وصدای قهقهه ی مستانه ی کسی که پشت سرش بود همه وهمه وحشتش رو دو چندان میکرد. .... 195- داستان کوتاه.

ویدیو های عرفان عزیزی - آپارات

http://www.aparat.com/erfangoogooli/عرفان_عزیزی

داستان یک دزدی (طنز) ... فیلم کوتاه ماموریت کارگردان: عرفان عزیزی بازیگر: محراب خاوری امیدوارم هم شما خوشتون بیاد و لایک کنید هم داوران ... رقص جوادها (قهقهه میزنی).

شعر Archives - shahrgon.com | By shahrvandBC - شهرگان

http://shahrgon.com/fa/category/adabiyat/sher/

... چون دلم، پرمی زنم، ای جان من گر مرده‌ام، آتش کُنَد پُر زنده‌ام در آسمانِ قهقهه رقصی . .... هیچ حرفی جز یک «ای وایِ» کوتاه که بی هوا از قلب بیرون بیاید و راه به لب‌ها گشاید.

مرگ، اگر مرگ بیاید | ۱۱ - رسانه

http://rasaaneh.com/2010/07/مرگ،-اگر-مرگ-بیاید/

16 جولای 2010 ... دوپا و ترانه هم لیل – رقص های لری ... جزء داستان هاي برتر مسابقه ادبي صادق هدايت ... اینرا گفت و دیوانه وار قهقهه زد، اما به خاطر درد، قهقهه اش سریع تبدیل به خنده و خنده .... نشریه تخصصی شعر یانوس, هنگا -, ناهید عروجی, شعر کوتاه امروز ...

داستان کوتاه - زمستان

http://silver.persianblog.ir/tag/داستان_کوتاه

برچسب‌ها: داستان کوتاه, مومنان بی ایمان .... کاش میشد من با دخترم قدم بزنیم توی شهر , فارغ از دغدغه ها و شلوغی ها , همه آدم بزرگ ها را مسخره کنیم و قهقهه بزنیم کاش میشد من ...

سایه ـ داستان کوتاه از ببرک ارغند

http://www.kotiposti.net/msaleha/nai_9/sh-6&7/p-6.html

داستان کوتاه ... وقتی که قهقهه ميزد، دهنش کج ميشد، مانند اين که اختيار اعضای وجودش در دست خودش نبود. به نظرم می آمد که .... آنان خود مبتکرين رقص بسمل بودند. گفتی ...

شاهین...یه شبگرد عاشق...پسری همچون سیاوش

http://www.shahinrahimi.blogfa.com/

27 آگوست 2014 ... پسری همچون سیاوش - شعر و داستان و خاطره و.... ... رقصیدن با این افراد. ..... پس از حدود 20دقيقه انتظار،مهتاب را ديد كه با مانتويي تنگ و كوتاه به رنگ سفيد،شلواري جذب و تنگ(0-10)،و شالي به رنگ قرمز به همراه مادرش(! ... قهقهه ميزد.

مامان هارپاگ

http://sandi.persianblog.ir/

8 ا کتبر 2014 ... رقص کردی(۱) · داستان ... هوای خوب(۱) · داستان کوتاه متشکرم(۱) ... فردا سالگرد ازدواجمونه ، هفدهم مهرماه 1393 پنجمین سالیه که ما ازدواج کردیم ، مبارکمون باشه لبخند قلب هورا قهقهه بغل ... در آن عمر کوتاه او خاطرش نمی داد جز آن پیام دگر.

طنز - داستان های زیبا

http://timbo.persianblog.ir/tag/طنز

15 آگوست 2014 ... آموزش رقص آذری .... قهقهه. [ شنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [شب کویــر]. نظرات (7 ) ...... هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین : " در هر حال ،من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج می کنی؟

خسوف ادبی

http://mehdimansouri.blogfa.com/

14 مارس 2012 ... نقد ادبی (1) داستان کوتاه (1) اجتماع (1) سرنوشت (1) ... هنر رقص برگ است بر شاخسار. هنر قهقهه کبک و بانگ هزار. هنر، رنگ آمیزی نوبهار. نماهنگ قمری، ...

سودمند ترین کلمات، جملات، اندرزها و زنده گی دانشمندان - اصالت

http://www.esalat.org/images/Sodmand tarin kalemaat, jomalaat, andarz haa va zendagi daneshmandaan-10.htm

8 ژوئن 2007 ... اما اگر قهقهه تحسين آميز تماشاگران و عطر مستی گلهايی که برايت ... این رقص ها ٬ و بیشتر از آن ٬ صدای کف زدنهای تماشاگران ٬ گاه تو را به آسمان ها خواهد .... چاپلین در کمپانی کی استون در سی و چهار فیلم کوتاه و شش حلقه یی داستانی با ...

مطالب طنز و خنده دار - ناز وب

http://www.nazweb.ir/news_cats_16.html

داستان زیبای برخورد یک زن و شوهر با ماموران · بعد از گرانی بنزین این اتفاق می .... عکس های دیدنی و شگفت انگیز رقص دریا و گدازه · عکس هایی از انتفام گرفتن به ...

چهارصد غزل برگزیده شاعران کهن و معاصر | کتابخانه ما

http://www.welibrary.ir/708/چهارصد-غزل-برگزیده-شاعران-کهن-و-معاصر/

26 ژانويه 2013 ... كوزه درآب فرو رفته و از قهقهه‎اش/اشك در چشم بلورين حباب آمده‎بود رقص را درگذر باد به ريواس تنش/مخملي بود كه از كوچه‎ي خواب آمده‎بود عصمتش راه به هر ...