گفتی برو گفتم به چشم این بود کلام آخرین گفتی خدا حافظ تو گفتم همین؟ گفتی همین!

گفتی برو گفتم به چشم
این بود کلام آخرین
گفتی خدا حافظ تو
گفتم همین؟ گفتی همین!
گریه نکردم پیش تو با اینکه پر پر میزدم
با خون دل از پیش تو رفتم و باز نیومدم
بازی عشق تو رو جانانه باختم
مثل بازنده خوب مردانه باختم
همه ثروت من تحفه درویش
نفسم بود که به تو شاهانه باختم

لبخند آخرین من دروغ معصومانه بود
برای پنهان کردن داغ دل ویرانه بود
من مات مات از بازی شطرنج عشق میامدم
شاه مهره دل رفته بود
من لاف بردن میزدم
من لاف بردن میزدم
قلعه دل، اسب غرور، لشکر تار و مار عشق
دادم با ناز رخ تو این همه یادگار عشق
گفتم ببر هرچی که هست
رغیب جلد چیره دست
گفتی تو مغروری هنوز 
با فتح این همه شکست
با فتح این همه شکست
بازی عشق تو رو جانانه باختم
مثل بازنده خوب مردانه باختم
همه ثروت من تحفه درویش
نفسم بود که به تو شاهانه باختم

گفتی برو گفتم به چشم
این بود کلام آخرین
گفتی خدا حافظ تو
گفتم همین؟ گفتی همین!
گریه نکردم پیش تو با اینکه پر پر میزدم
با خون دل از پیش تو رفتم و باز نیومدم
بازی عشق تو رو جانانه باختم
مثل بازنده خوب مردانه باختم
همه ثروت من تحفه درویش
نفسم بود که به تو شاهانه باختم

آوای مسیح

http://www.avaye-masih.blogfa.com/

25 دسامبر 2008 ... بازنده عشق. گفتی برو , گفتم به چشم. این بود کلام آخرین. گفتی خداحافظ تو. گفتم همین؟ گفتی همین! گریه نکردم پیش تو با اینکه پرپر میزدم.

بر بال خیال

http://aylla.blogfa.com/

گفتی برو ، گفتم به چشم اين بود کلام آخرين گفتی خداحافظ تو گفتم همين ، گفتی همين گريه نکردم پيش تو با اين که پرپر ميزدم با خون دل از پيش تو رفتم و باز ...

سعدی/دیوان اشعار/رباعیات - ویکی‌نبشته

http://fa.wikisource.org/wiki/سعدی/دیوان_اشعار/رباعیات

25 دسامبر 2012 ... روزی گفتی شبی کنم دلشادت. وز بند غمان ... دشمن که نمی‌توانمش دید به چشم ... گفتم که به شوخی ببرد دست از ما ... هم صبر برو که صبر ازو نتوان کرد.

‫Zoya Zakarian - زویا زاکاریان | Facebook‬

https://www.facebook.com/ZoyaZakaryan

‎بتو گفتم منو عاشق نكن ديوونه ميشم منو از خونه آواره نكن بي خونه ميشم .... برای پرواز دلم، رو به حیاط عاشقا، چشمتون پنجره داره . .... گفتی برو گفتم به چشم

My Little Galaxy

http://inner-galaxy.blogfa.com/

سیه دانه به رنگ چشم هایت. سرکه با یاد ترشی مهربانیت ... به تو گفتم تورو والله رحمی کن به من ای یار. به من گفتی برو میخواب کز دردت بکاهد خواب... به تو گفتم چه ...

من به همه چی مشکوکم - شعر

http://ashkyakhi.blogfa.com/category/2

گفتي برو گفتم به چشم. 2:5 - شنبه ششم مهر 1392 | نویسنده: آقای مشکوک | آرشیو نظرات. گفتی برو ، گفتم به چشم اين بود کلام آخرين گفتی خداحافظ تو گفتم همين  ...

گنجور » مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱

http://ganjoor.net/moulavi/shams/ghazalsh/sh441/

20 آوريل 2014 ... گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو. آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست. وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست. وان ناز و باز ... کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست. یک دست جام ... در ضمن این رو هم از روی کتاب دوزبانه انتشارات هرمس گفتم.

گنجور » سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند

http://ganjoor.net/saadi/divan/tarjee-band/

چون گرگ به بوی دنبه در بند. افتادم و ... گویند برو ز پیش جورش. من می‌روم او ... گفتی که صبور باش، هیهات ... گفتم که شکایتی بخوانم ... کز چشم بدت رسد گزندی.